Surface anatomy 3 ( artery & vein upper limb )

تعیین محل شریان رادیال

شریان رادیال مچ دست را از سمت خارج دور می زند. بصورت دقییق تر استخوان اسکافویید را از سمت خارج دور می زند. اگر بخواهیم دقیق تر و جزئی تر بخواهیم بگوییم از زیر تاندون هایی مربوط به انگشت شست عبور می کند. این تاندون ها مربوط به عضلات ابداکتور رادیالیس لانگوس و اکستنسور رادیالیس برویس می باشد.شریان رادیال در زیر این دو تا تاندون مچ دست را از سمت خارج دور می زند و وارد پشت دست می شود.

در پشت دست نبض شریان رادیال را می توان لمس کرد .البته اگر نتوان لمس کرد لااقل می توان موقعیت شریان را مشخص کرد. تعیین موقعیت شریان به این صورت است که ابتدا ما انفیه دان تشریحی را تعیین موقعیت می کنیم. ضلع خارجی آن را تاندون های مربوط به عضلات ابداکتور دراز و اکستنسور کوتاه شست و ضلع داخلی آن را اکستنسور دراز شست می سازد.

نکته: پیدا کردن انفیه دان تشریحی در افراد لاغر راحت می باشد ولی در افراد چاق و یا افرادی که چربی پشت دست شان زیاد است سخت است.در این افراد که چربی زیاد می باشد شما ابتدا با مشخص کردن تاندون اکستنسور دراز شست که برای یافتن آن نیز کافی است انگشت شست را با مقاومت به سمت اکستنشن ببرید . وقتی تاندون این عضله را مشخص کردید در سمت خارج آن محل انفیه دان تشریحی می باشد.شریان رادیال در کف انفیه دان تشریحی می باشد که می توان نبض آن را نیز لمس کرد( البته کمی سخت می باشد). شريان رادیال از این جا به بعد از نظر surface anatomy قابل لمس نیست.

بطور خلاصه : شریان رادیال به این شکل می باشد که در مچ دست استخوان اسکافویید را از سمت خارج دور می زد و در پشت دست در انفیه دان تشریحی قرار می گرفت و به سمت پایین حرکت می کند و از  سر پروگزیمال اولین فضای بین استخوانی متاکارپ عبور می کند و وارد کف دست می شود و در انجا قوس شریانی عمقی کف دست را می سازد

ما در کف دست دو قوس شریانی داریم:

1- قوس شریانی سطحی ==> توسط اولنار ساخته می شود

2- قوس شریانی عمقی ==> توسط رادیال ساخته می شود.

اگر بخواهیم موقعیت این دو قوس را در کف دست تعیین موقعیت بکنیم این است که شماانگشت شست را در اکستنشن کامل قرار بدهید. ازاین شکاف بین انگشتی اول یک خط منحنی به سمت کنار داخلی کف دست به طوری که تحدب ان به سمت نک انگشتان باشد که اینجاتقریبا موقعیت قوس شریانی سطح کف دست است و  حدودا یک سانتیمتر بالاتر موقعیت قوس شریانی عمقی کف دست است.

نکته: هردوشریان اولنا و  رادیال در نهایت وارد کف دست می شوند یعنی این دوتا شریان عمدتا خون خود را خون رسانی کف دست می آورند و این مهم است که خون رسانی دست توسط کدام شریان برتری دارد و خون رسانی اصلی دست را به عهده دارد برای مشخص کردن ان به فرد می گوییم که عمل مشت کردن دست grip  را به صورت محکم انجام دهد و بعد به نوبت شریان رادیال و اولنار را کمپرس می کنیم و رها می کنیم و هر کدام را وقتی دیدیم که شریان را ازاد کردیم دیرتر رنگ ناخن برگشت کرده می فهمیم که شریان  مقابل نقش بیشتری دارد و خون رسان اصلی دست می باشد( در کارهای مهم مثل دیالیز یا جراحی هایی که در دست انجام می دهند این مهم است که کدام شریان نقش اصلی و بیشتری را دارد )

شریان اولنا

در جلوی ارنج در مجاورت داخلی تاندون بایسپس از شریان براکیال جدا می شود و از زیر پل عضلانی مربوط به عضله فلکسور دیجیتروم سوپرفشیالیس عبور می کند و به سمت کنار داخلی ساعد می آید و در انجا در قسمت اعظم سطح قدامی ساعد توسط عضله فلکسور کارپی اولناریس پوشیده می شود. در حدود چند سانتیمتر مانده به مچ دست شریان از زیر این عضله خارج می شود. شما وقتی تاندون عضله فلکسور کاپی اولناریس را تعیین موقعیت بکنید در سمت خارج ان شریان و عصب اولنا قرار دارند که البته شریان نسبت به عصب خارج تر می باشد ولی دقیق نمی توان این دو جز را از هم جدا کرد و فقط می گوییم شریان اولنار در خارج تاندون عضله فلکسور کاپی اولناریس می باشد . ادامه شریان به جلوی مچ کشیده میشود که در اینجا دو نکته مهم وجود دارد:

1- شریان از روی فلکسور رتینوکولوم عبور می کند

2- در مجاورت خارجی استخوان پسیفرم قرار دارد

و در نهایت در کف دست قوس سطحی شریان کف دست را می سازد که البته یک شاخه کمکی از رادیال می گیرد. از طرفی قوس شریان عمقی عمدتا توسط شریان رادیال ساخته می شود که یک شاخه کمکی از اولنا می گیرد تا قوس کامل شود.

به لحاظ surface anatomy  ما فقط در ناحیه مچ و قسمت تحتانی ساعد هست که می توانیم شریان را تعیین موقعیت بکنیم. در قسمت تحتانی ساعد با مشخص کردن تاندون عضله فلکسور کارپی اولناریس می توانیم موقعیت شریان اولنا را در سمت خارج ان بیابیم. در ناحیه مچ ابتدا استخوان پسی فرم را مشخص می کنیم.، در سمت خارج ان شریان اولنا قرار دارد.

خیلی از کتاب ها و رفرنس ها نوشته اند که نبض شریان اولنا را می توان لمس کرد ولی به طور کلی در این محل نبض شریان اولنا خیلی سخت گرفته می شود نسبت به نبض رادیال و علتش این است که شریان رادیال در قسمت تحتانی ساعد در زیر پوست قرار دارد ولی شریان اولنا در این قسمت توسط یک استطاله ای از فلکسور رتیناکولوم پوشیده می شود به همین خاطر است که به راحتی نمی توانیم نبض شریان اولنا را لمس کنیم.( درست است که در این ناحیه هم شریان اولنا در زیر پوست قرار دارد ولی توسط یک پرده فیبروزی هم پوشیده شده که نقش محافظی برای شریان دارد )



ورید های اندام فوقانی


دو دسته اند :

1- عمقی : ورید هایی که همراه شریان ها بوده و در عمق فاسیای عمقی هستند و قابل دستیابی نیستند

2-سطحی : ورید هایی که قابل دستیابی و محل یابی هستند و عمدتا در زیر پوست قرار دارند

نکته: در مورد شریان ها وقتی که موقعیت یابی می کردیم مهم ترین مشخصه در مرد شریان ها ، نبض آن بود که می توانستیم لمس کنیم ولی ما در مورد ورید ها به دو دلیل

1-جدارشان رشته های الاستیک خیلی کمی دارد 2-فشار خون سیستولیک ورید ها پایین است

نبض نداریم

نحوه تشخیص ورید های سطحی :

1- از روی رنگ شان می شود تشخیص داد( آبی کم رنگ در زیر پوس نشان از وجود ورید های سطحی می دهد)

2- برامدگی هایی در زیر پوست که توسط ورید های سطحی ایجاد می شود.

در مورد وریدهای سطحی دو نکته وجود دارد:

1- در افراد ورییشن خیلی زیادی دارد

2-بسته به این که قطر ورید چقر باشد و ضخامت و سخطی فاسیای سطحی چقدر باشد تشخیص این ورید ها در افراد مختلف متفاوت است ولی به طور کلی در افراد چاق تشخیصش سخت و در افراد لاغر راحت تر است

ما در پشت دست و در زیر پوست یک شبکه ای از ورید ها را داریم که به ان شبکه وریدی پشت دست می گوییم

دو تا از ورید های ثابت اندام فوقانی در اغلب انسانها که از این شبکه وریدی پشت دست مبدا می گیرند سفالیک و بازلیک می باشند

وريد سفاليك

سفالیک از سمت خارج مبدا می گیرد و در قسمت های فوقانی ساعد ، کنار خارجی ساعدرا دور می زند و در امتداد کنار خارجی بازو قرار می گیرد. پس ورید سفالیک از سمت انگشت شست از شبکه وریدی پشت دست شروع می شود و یک مقدار در پشت ساعد است. در قسمت فوقانی کنار خاجی ساعد را دور می زند و در بالا جلوی سر رادیوس قرار می گیرد.

از اینجا به بعد در امتداد کناره خارجی بایسپس به سمت بالا می رود . سرانجام این ورید سطحی به ورید آگزیلاری می ریزد. ورید سفالیک با طی کردن کنار خارجی بازو از طریق شیار دلتوپکتورا یا ناودان ساب کلاوین بین عضلات پکتورالیس ماژور و دلتوئید می باشد متوجه عمق می شود و به ورید اگزیلاری می ریزد.

نکته : یکی از عناصر تشریحی که فاسیای کلاوی پکتورال را سوراخ میکند ( پرده فیبروزی که روی عضله پکتورال ماژور وجود دارد) همین ورید سفالیک است. ورید سفالیک تا قسمت های ارنج قابل تعقیب است و در قسمت های بازو دیگر قابل تعقیب نیست

نکته: قابل تعقیب بودن و لمس این ورید بسته به ضخامت و سختی فاسیای سطحی دارد

ورید بازلیک

ازامتداد کناره ی داخلی شبکه وریدی پشتدست شروع می شود و یک مقدار از مسیرش را در خلف ساعد و در امتداد کنار داخلی خلف ساعد به سمت بالا طی میکند و این ورید هم مانند سفلیک در نزذدیکی های ارنج کنار داخلی ساعد را دور می زند و به جلوی ارنج می آید و به سمت بالا می رود و در امتداد کناره داخلی بازو طی مسیر می کند و در میانه بازو عمقی می شود

طرز تشکیل ورید آگزیلاری

وقتی ورید بازلیک به عمق رفت همراه دو ورید براکیال ، ورید آگزیلاری را می سازد که کمی بالاتر ورید سفالیک هم به آن می ریزد. پس در واقع ورید بازلیک به ورید آگزیلاری نمیریزد بلکه در تشکیل آن نقش دارد در حالی که ورید سفالیک به آن می ریزد

ورید مدین کوبیتال


در پایین در سطح قدامی آرنج ورید مدین کوبیتال از ورید سفالیک منشعب می شود که پس از دریافت یک شاخه ارتباطی از ورید های عمقی ساعد به طرف داخل رفته و وارد ورید بازلیک می شود

نکته : برای گرفتن خون  blood sampling   ، تزریق خون یا ترانسفیوژن transfussion  ، و تزریقات داخل وریدی intera venous injection  معمولا از وریدهای سطحی چین ارنج به ویژه ورید مدین کوبیتال که درشت تر است استفاده می شود.

ورید های مدین انتی براکیال

از سطح قدامی ساعد صعود کرده و وارد ورید بازلیک یا ورید مدین کوبیتال می گردد.

 گروه فیزیوکلینیک